تبليغاتX
کاش قلبم درد تنهایی نداشت

کاش قلبم درد تنهایی نداشت

من غصه دردم تنها و شبگردم

باید که گوشه چشمی به ما کند

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

 

 

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی

 

باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

 

 

معشوق چون نقاب زرخ در نمی کشد

 

هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

 

چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدی ست

 

آن به که کار خود به عنایت رها کنند

 

حالی درون پرده بسی فتنه می رود

 

تا آن زمان که پرده بر افتد چه ها کنند

 

 

گر سنگ از این حدیث بنالد، عجب مدار!

 

صاحبدلان حکایت دل خوش ادا کنند

 

پیراهنی که آید از او بوی یوسفم

 

ترسم برادران غیورش قبا کنند

 

بگذر به کوی میکده تا زمره حضور

 

اوقات خود زبهر تو صرف دعا کنند

 


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 15:36 موضوع | لینک ثابت


فکر فلج شده

تا آمدم به بهار فكر كنم گل از گلم شكفت آنها كه فكرشان فلج است ، نيازی

به ويلچر ندارند پائيز پشت چراغ قرمز گل سرخ ، انتظار گذشتن بهار را

ميكشد اكثرا” خر خودشان را هی می كنند ، ولی بعضی ها بر خر مراد

سوارند چه در زمان جنگ ، چه در زمان صلح ، بالاترين رقم تلفات از

آن لحظات است ضربان قلب حكايتی را كه برای عمر گذشته تعريف

كرده برای عمر نگذشته بازگو می كند دلم براي ماهی ها می سوزد كه در

ايام كودكی نمی توانند خاك بازی كنند.


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 15:35 موضوع | لینک ثابت


بزن

بزن آن پرده، اگرچند تو را سیم
از این ساز گسسته
بزن این زخمه، اگرچند دراین کاسهٔ تنبور
نمانده‌ست صدایی
بزن این زخمه
بر آن سنگ
بر آن چوب
بر آن عشق
که شاید
بردم راه به جایی.

پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن زن
لانهٔ جغد نگر،
کاسهٔ آن بربط سغدی
ز خموشی
نغمه سر کن که جهان
تشنهٔ آواز تو بینم
چشمم آن روز مبیناد
که خاموش
درین ساز تو بینم.

نغمهٔ توست، بزن
آنچه که ما زنده بدانیم
اگر این «پرده برافتد»
من و تو نیز نمانیم

اگرچند بمانیم و
بگوییم همانیم . .
.


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 15:34 موضوع | لینک ثابت


عشق و فضولي و حسادت و ديونگي

يه روز عشق و فضولي و حسادت و ديونگي با هم قايم موشک بازي مي

 

کردن بعد فضولي حسادت رو پيدا مي کنه حسادت از روي حسوديش به

 

ديونگي ميگه عشق پشت گل سرخ قايم شده ديونگي خاري رو بر مي

 

داره و به طرف عشق پرتاب ميکنه و عشق براي هميشه کور ميشه

 

ديونگي قول ميده تا اخر عمرش پيش عشق بمونه و تنهاش نذاره و قول

 

ميده جاي چشم هاي عشق باشه براي همينه هرکي عاشق ميشه ديونه

 

است[خاري رو بر مي داره و به طرف عشق پرتاب ميکنه و عشق براي

 

هميشه کور ميشه ديونگي قول ميده تا اخر عمرش پيش عشق بمونه و

 

تنهاش نذاره و قول ميده جاي چشم هاي عشق باشه براي همينه هرکي

 

عاشق ميشه ديونست


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 15:32 موضوع | لینک ثابت


دختر خوب

یه ددختر خوب کسی یه که وقتی معني ترانه هاي خارجي رو نميدونه مجبور نيست كه واسه

 

كلاس اونا رو گوش بده يه دختر خوب وقتي از پسري خوشش اومد و داشت از حسوديش مي

 

تركيد 10000 تا عيب و ايراد روي پسر نمي زاره يه دختر خوب شب زود نمي خوابه كه صبح

 

زود بيدار بشه كه بتونه صافكاري و نقاشي كنه يه دختر خوب خودش رو زوري توي دل كسي

 

نبايد راه بده يه دختر خوب براي اينكه مورد توجه قرار بگيره اسمشو عوض نميكنه (صغرا=

 

ميترا - كبري= ماندانا )و.......................


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 15:30 موضوع | لینک ثابت


دنیای عاشقانه ها

 


پروانه ی احساسم در دامی افتاده که عنکبوتش سیر است... نه می تواند پرواز کند و نه بمیرد..!

عابر شهر چشاتم دل من

اهل ریا نیست اونی که مثل تو باشه حتی تو قصه ها نیست

عشق شوق مرگ فاخته ایست برای رسیدن به دلباخته اش ، التماس درختی ست به آب جوی ، عشق لذت تمام است انشای تن و روان است ، زبان چشم است ، دیوانگی عقل است ، تن به تن جنگ است رسوایی قلب است ، آماده گوش به زنگ است ، خیلی زرنک است ، هزار رنگ است ، عشق جرأت و دیوانگی ست ، جنگ سرد است و دیگر هیچ

عشق ورزیدن را از کویر بیاموزیم که دریا بودنش را به آفتاب بخشید

به جنگل سوخته خاطراتم سوگند ، درخت یادت را باغبان خواهم نمود تا ابد

راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمی

هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم!

راز دل با آب گفتم تا نگوید با كسی!

عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم . . .

عشق تو چشمهای هم نگاه کردن نیست با چشمهای هم به زندگی نگاه کردنه.

عاشقان را عشق فرمان می دهد. لوتیان را معرفت... مخلصیم با معرفت ... !

دلم با عشق تو عاشق ترین شد. تمام لحظه هایم بهترین شد. ولی بی مهریت کار دلم ساخت . دل تنهای من تنها ترین شد ...

دلا! خوبان دل خونین پسندند دلا! خون شو که خوبان این پسندند

ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج را نمی شنوند... عجب تلخ است، قصه ی عادت

گاهی وقت ها باید کم باشی تا کمبودت احساس شه نه اینکه نباشی تا نبودنت عادت شه

یکی باش برای یک نفر ..... نه تصویری مبهم در خاطره های 100 نفر

ساده نبود دیدن خونه وقتی که تو دست خزونه، جدایی و غروب خنده، دلشوره و درد شبونه، ساده نبود از تو گذشتن، فاصله ی بین تو و من، تحمل مرگ ترانه، مرثیه ی شبونه خوندن

تقدیم به تو که وقتی زبان می گشایی، رگ های فروبسته ی هزار پرسش بی امانم را پاسخ می گویی و هجوم بی امان نفس هایت، دفتر پر برگ ندانسته های اندیشه ام را صفحه به صفحه بر باد می دهد. ای آشنا! با من سخن بگو..

هیچ وقت شعار نداده ام، که به زور باید لبخند زد! بعضی وقت ها باید تا نهایت آرامش گریست، آن گاه است که تبسمی میهمان لبانت می شود که زیبا تر از رنگین کمان بعد از باران است..

سلام. خوش آمدی. هرچند خیلی دیر شده. فقط قبل از وداع همیشگی، بیا اینجا مقابلم بنشین، می خواهم یک دقیقه سکوت کنیم. به احترام تمام لحظه هایی که در انتظار پاسخ تو مردند..

عشق مثل شاپرک می مونه، اگه ولش کنی میره، اگه محکم بگیریش می میره!

آینده خاطره ایست از یاد رفته که به یاد آمدنیست، گذشته خاطره ایست به یاد مانده که از یاد رفتنیست.. و حالا "زندگیست!"

سفر برایم هیچ چیز به جز دلتنگی ندارد. اما زمانی به من آموخت برای بهتر دیدن عظمت و شکوه هر چیز باید قدری از آن دور شد!

کاش کوچیک بودیم. وقتی کوچیک بودیم دلامون بزرگ بود. ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دل تنگیم. کاش کوچیک می موندیم تا حرفامونو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد هم که می زنیم باز کسی حرفامونو نمی فهمه..

دقایقی توی زندگی هستن که دلت برای کسی اون قدر تنگ میشه که دوست داری اونو از رویاهات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی بغلش کنی!

شکسپیر میگه کسی رو که دوست داری هر چندوقت یک باربهش یادآوری کن تا فراموش نکنه قلبی براش می تپه .......واین یک یادآوریست..

مثل ساحل آرام باش تا دیگران مانند دریا بیقرارت باشند.

تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت

میتوان گفت که من چلچله لال توام

مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف

سخت محتاج به گرمای پر و بال توام . . .

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد ودادم به دستت

مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

در دایره عشق اگر باران بلا بارید ٬ عاشق آن است که از دایره بیرون نرود . . .

پروانه احساسم در دام عنکبوتی افتاد ٬ که عنکبوتش سیر است ٬ نه میتواند پرواز کند ٬ نه میتواند بمیرد . . .

طعنه بر خاریی من ای گل بی خار مزن

من به پای تو نشستم كه چنین خار شدم...

ای کاش دنیا ساعت بود و من و تو عقربه های آن تا هر یک ساعت یک بار به هم میرسیدیم . . . !

امواج زندگی حتی اگه تو را به ته دریا میبرد با آغوش باز پذیرا باش

آن ماهی که همیشه بر سطح آب میبینی " مرده " است . . .

دلم تنگ است ٬ دلم میسوزد از باغی که میسوزد .

نه دیداری ٬ نه بیداری ٬ نه دستی از سر یاری

مرا آشفته میدارد چنین آشفته بازاری . . .

میگن غمتو به هیچکس نگو ٬ حتی به چشات ٬ چون اونم اشک میریزه و رسوات میکنه .

آفتاب پنجره را میشناسد ٬ حتی اگر بسته باشد

مهتاب به دیدارم میآید حتی اگر خسته باشد

و دل هوای تو را دارد حتی اگر شکسته باشد . . .

آرزو هایم زیر انبوهی از خاكستر

هنوز نفس می كشد

هنوز شعله ورند

نسیم مهربانی تو كی می وزد

آدما از جنس برگند . گاهی سبزند ، گاهی پائیزن و زردند . زمستون دیده نمیشن . تابستون سایبون سبزند. آدما خیلی قشنگن . حیف كه هر لحظه یه رنگند ...

هر دم به بهانه ای تو را یاد کنم / افسرده دلم را به یاد تو شاد کنم

بی تو دل من چون کلبه ای محزون است / با یاد تو این خرابه آباد کنم . . .

گل نیست چنین سرکش و رعنا که توئی / مه نیست بدین گونه فریبا که توئی

غم بر سر غم ریخته آنجا که منم / دل بر سر دل ریخته آنجا که توئی . . .

در عشق تو از بس که خروش آوردیم

دریای سپهر را به جوش آوردیم

چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت

رفتیم و زبانهای خموش آوردیم

مختارنامه/عطار

باید تو رو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست

تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست . . .

اگر دریای دل آبی ست ٬ توئی فانوس شبهایش

اگر حرفی زدم از گل ٬ توئی مفهوم معنایش . . .

اندر دل من بدین عیانی که تویی

وز دیده من بدین نهانی که تویی

وصاف ترا وصف نداند کردن

تو خود به صفات خود چنانی که تویی

خواجه عبدالله انصاری

می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت

بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت

زنهار به کس مگو تو این راز نهفت

هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

الله به فریاد من بی کس رس

فضل و کرمت یار من بی کس بس

هر کسی به کسی و حضرتی مینازد

جز حضرت تو ندارد این بی کس کس

خودم افتخار میکنم ٬ چون قلب کسی را تسخیر کرده ام که هنوز

کسی اجازه وارد شدن به آن را نداشته و نخواهد داشت . . .

ای عشق مرا به شطّ خون خواهی بُرد

چون قیس به وادی جنون خواهی بُرد

فرهاد صفت در آرزویی شیرین

دنبال خودت به بیستون خواهی بُرد

خدایم ای خدایم ای خدایم / صدایت میکنم بشنو صدایم

صدای خسته و تنها ترینم / که زیر موج نامهربانان شکستم . . .

من درد تو را ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم

دوستان عاشق شدن کار دل است / دل چو دادی ، پس گرفتن مشکل است

تا توانی با رفیقان همرنگ باش / یا مزن لاف رفیقی یا حقیقت مرد باش

ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود

در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود

من عاشق واو زعشق من بی خـبر است

ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود

هیچوقت نگفته اند که به زور باید لبخند زد ٬ بعضی وقتها باید تا نهایت آرامش گریست

آنگاه تبسمی مهمان لبهایت میشود که زیباتر از رنگین کمان بعد از باران است . . .

طعم شیرین عسل از بوسه است

پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است

بهترین هدیه پس از یک انتظار

بشنوید از من فقط یک بوسه است

توآسمون عاشقی ستاره پیدانكنی ،مدیون اشكای منی اگه فراموشم كنی

همه دنیا رو نامردا گرفتن / وفا رو از شما مردا گرفتن

خبر آمد که مجنون را پریشب / به همراه ۳تا لیلی گرفتن

اگر خودکارت اندازه یک جمله جوهر داشته باشه ٬ برام چی مینویسی ؟

ای که دور از من و در قلب منی با خبر باش که دنیای منی

شادیت شادی من غصه ات غصه من قلب تو خانه من خانه تو قلب من

تو را از بین صدها گل جدا کردم

تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم

برای نقطه پایان تنهایی

تو تنها اسمی بودی که صدا کردم

از دوستان دو رنگم عجیب دل تنگ است...... فدای همت آن دشمنی که یکرنگ است

My heart is nostalgic from my bichrome friends…I immolate to my enemy that is homochromatic.

دیل کارنگی می گوید :«تبسم خرجی ندارد ولی سود بسیاری دارد.»

Diel says: a smile has no price but has so profit.

«در این جهان نیاز به دوست داشتن و ستایش شدن، بیش از نیاز به نان است.» مادر ترزا

In this world needs to love and being loved is more that bread.

از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد...غمهای زمانه را فراموشم کرد

It told me grief of stories so that I forget grief of time. (Of mine)

ای داد دوباره کار دل مشکل شد...نتوان ز حال دل غافل شد

عشقی که به چند خون دل حاصل شد...پامال سبکسران سنگین دل شد

Oh again my heart work get hard…I can't be unwitting from my heart

A love that I acquired hardly…was been trampled with some light headed ones.

عشق فرآیندی است که در طی آن من به تو کمک کنم تا به خود واقعی ات نزدیک تر بشوی، نه آن چه من می خواهم.»دوسنت اگزوپری

Love is a way that I help you on it to be more near to your fact not to what I want.

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شك دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...!

**دکتر علی شریعتی**

Don’t be upset from people, because they are upset too, they are alone but they run away from themselves because they are in doubt about themselves & about their love &their fact, so love then even when they don’t love you…

عشق تو تعطیلی نداره ،‌به فكر خودت نیستی فكری به حال خستگی ما بكن

ما هر روز تا دیر وقت خرابتیم ...

Your love in my heart doesn’t have rest, you don’t worry about yourself be worry about my tiredness, I am your gaga everyday to late hours at night.

پیام : متن پیام از دست رفته

فرستنده : نام فرستنده مشخص نیست

تاریخ ارسال : تاریخ ارسال معلوم نیست

دلم واسه ی تو خیلی تنگ شده واسه ی همینه که همه چیز گم شده و از دست رفته!

از کدوم طرف نازتو باید بکشم؟!

<<

(",)

<( )>

,,J L,,

از این طرف؟

>>

(,")

/( )>

,,J L,,

یا از این طرف؟

//

(,")>

<( )'

,,J L,,

من که گیج شدم!!!

اشک بهترین پدیده ی دنیاست ولی تا زیبا ترین چیز ها رو از انسان نگیره خودشو تقدیم نمیکنه

نفهم...

بی لیاقت...

نامرد...

به کسی میگن که قدر گلی مثل تورو ندونه

دیگه از زغال دل سوخته تر داریم؟

.

.

.

زغالتیم

من در یک ماموریتم ماموریتی برای دوری از تو ماموریتی برای فراموش کردنت و فرار کردن از دستت که باهات صحبت نکنم و تورو نبینم در یک کلام :

ماموریت غیر ممکن!!!

اتل متل رفاقت ، دل به تو کرده عادت ، برات دعا می کنم ، اینم رسم صداقت

ای کاش زندگی مثل فوتبال بود ، که خوشی را پاس ، جدائی را شوت ،بی وفائی را فول ، غم را آفساید و محبت را گل میکردیم . . . !

شعله گفت کاش روزی به شمعدان میرسیدم شمع بدون اینکه حرفی بزند ذره ذره آب شد تا شعله به آرزویش برسد

o/ \0/ \ 0

<|--=- | |

_|\_ _\/_ _\/_

دو تا از بد خواهاتو گرفتم ! اگه بازم هست آمار بده حالشونو بگیرم !!!

ما كه همسایه اشكیم ولى با دل تنگ/ گر لبى خنده كند یاد شما مى افتیم.

این اس ام اس نیست یک احساس پاکه که با صدای پیام میاد تا بگه یه نفر به یادته

ضعیف ترین کلمه حسرت است ،آن را نخور . سست ترین کلمه غرور است ،بشکنش. لطیف ترین کلمه لبخند است ،آن را حفظ کن صمیمی ترین کلمه دوست است او را فراموش نکن .

شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش... اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات؟

دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده. بلور قلب کوچکم ز دوریت ترک زده

می گن خدا بهترین نعمتش رو به بهترین بنده ش میده ... ولی من که بهترین بنده ش نیستم ..پس چرا تورو به من داده ؟!

سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریك همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی كه ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا !

دوستت دارم.به وسعت یه کهکشان.ای نام تو مرهم روح و روانم می خوانم از تو و می گویم که به پای تو مانند شمعی آب می شوم تا پایان

اگه سلطنت بلد نباشم سلطنت نمیکنمٍ اگه زندگی بلد نباشم زندگی نمیکم اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطره تو یاد میگیرم !

می دونی اگه خورشید بمیره چی می شه . اونوقت زمین دورتومی گرده . ولی من نمی زارم چون فقط من باید دورت بگردم

حاشیه خصوصی سازی!

لبهای مرا از همه استثنا کن

یک ماچ خصوصی به لبم اهدا کن !

ای دولت عشق در لبانت! لطفا

اصل چهل و چهار را اجرا کن

من از یاد رفیقانم دمی غافل نمیمانم

نمیدانم رفیقانم ز من یادی میکنند یا نه؟

این متن تقدیم به زیبا ترین شقایق دنیا . دوستت دارم نه به این خاطر که دوستم بداری بلکه به اون خاطر که لایق دوست داشتنی

ما دل فروشان دل به بازار محبت میبریم | هر چه داریم میفروشیم و محبت میخریم

کاش دوست داشتن فرستادنی بود تا از راه دور تقدیم تو میکردم

زندگی هنگامه فریاد هاست

سرگذشت و درگذشت یادهاست

عاشقی فریاد تنها بودن است

رنج ما تاوان انسان بودن است

تو اگر هیچ شوی گوهر زیبای منی

خودمانی با تو گویم که تو دنیای منی

------<-----<@

-----<----<@

-------<----<@

-----<----<@

این گل های رز شبیه تو هستند. با این تفاوت که میلیونها از اونها وجود داره، ولی از تو تنها یکی

هزار شاخه گل تقدیم به آینه شکسته ای که لبخند تو را هزار بار تکرار می کند.

بیب بیب بیب بیب بیب بیب بیب بیب بیب بیب

.

.

.

فکر کردی چیه؟ بوق؟

نه بابا اول چیزیه که میخوام بگم:

بی برو برگرد دوستت دارم

یاد ها رفتند و ما هم میرویم از یاد ها

تا پر کاهی بماند در میان بادها

بهترین انتقامی که می تونی از سرنوشت بگیری اینه که شاد باشی.

در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش "علف هرز" و "گل سرخ" یکیست.

از دوست چه میماند در ایینه فردا جز حرفه دلش جز خاطر های زیبا

پرسید به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم “بخاطر تو” بهش گفتم به خاطر هیچ کس. پرسید پس به خاطر چه زنده هستی؟ با اینکه دلم فریاد میزد “به خاطر تو” با یک بغض غمگین گفتم به خاطر هیچ چیز. ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر کسی که به خاطر هیچ زنده است

به دل موند یه بار یه روز یه جایی بگی می خوامت

بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشمام به نامت

دلم رفت و دگر جانی نمانده

به ابر دیده بارانی نمانده

ببین این حال و احوال خرابم

بجز درد و پریشانی نمانده

پایه عشق معرفته عاشقی یک لیاقته

نشانه های عاشقی وفا صفا صداقته

اقتدار دله شکسته به اندوهی است کهنگو هرگز خداحافظ كه از تنهایی بیزارم/ زپیش من نرو هرگز كه من تنها تورا دارم

قفل ها كه بی كلید شدن. چشم ها به در سفید شدن . چه امتحان خوبیه . دوریت عجب غروببیه

به بزرگترین عشق در کوتاه ترین جمله ی ممکن به روی لطیف ترین گل سرخ یرای تو بهترین کس دنیام می نویسم دوستت دارم

دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم میسوخت ومهربانی را نثار من می کرد دلم برای کسی تنگ است........

تا 2نیا 2نیست تو بمون کنارم, من هیچکسو غیر تو دوست ندرمتا/ 2نیا 2نیست دل من فداته, اون دلی که عاشق خندهات. ماهی به آب گفت : تو نمیتونی اشكای منو ببینی , چون من توی آبم.. آب جواب داد اما من میتونم اشكای تو رو احساس كنم چون تو توی قلب منی...

دلم احساس غم دارد/ در این انبوه ویرانی/كمی تا قسمتی ابری/ و شاید باز بارانی

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم….هنوز هم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم…

مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم، مهم تو بودی عشق من، نه قصه شكستنم، به افتخار عشق تو میگم كه بازنده منم…

به چشمانه مهربانه تو می نویسم حکایت بی نهایت عشق را تا بدانی که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم به پاکی چشمانم قسم که تا ابد… دوستت دارم

میگن به یاد یكی بخوابی خوابشو میبینی! می میرم برات تا همیشه ببینمت!

باغبان درب را نبند من فرد گلچین نیستم ، من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم.

هیچ وقت گریه نکن چون هیچکس لیاقتش رو نداره ! اون کسی هم که داره طاقتش رو نداره !

ما آدما همیشه صداهای بلند می شنویم ،پررنگ ها را می بینیم ،وکارهای سخت و دوست داریم ! غافل از اینکه خوب ها آسون میان ،بیرنگ می مونن ،بیصدا می رن

هزار بار شنیدم دوستم داری! هزار بار شنیدی من بیشتر! هزار بار شنیدی تنهام نزار !هزار بار شنیدم کاش می تونستم ! هر هزار بار که خواستم به جواب برسم معادله ام یا حل نشد یا جوابش این نامساوی بود : دوستت دارم # رهایت می کنم ! ولی همون آخرین بار معادله را تو حل کردی ونتیجه این شد :

دوستت دارم = میرم = برای همیشه تنهات می زارم

گفتی دوست دارم قلبم تندتر از همیشه تپید ، لبخند زدم وباورت کردم .با اینکه می دونستم لب ها دروغ می گن .با صدات نوازش کردی تپش قلبت روحس کردم !مهربونو پاک بود .نگاهت گرم ودلنشین !صدات آرامش دل !نفست بوی بهار عشق بود ! به تو تکیه کردم وآروم شدم با تو از همه چیز در امان بودم

اگر می خواهید حقیقتی را خراب کنید ، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید. شریعتی

اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کنم

هیچوقت سروده نمیشود................

هنوز در به در کوچه های خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستین نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام

Still in the streets in my memory/name you still have my larynx corner/Still look like the first fell in love with your love in the monopoly sorrow in my siege

به بزرگترین عشق در کوتاه ترین جمله ی ممکن به روی لطیف ترین گل سرخ یرای تو بهترین کس دنیام می نویسم دوستت دارم

The greatest love in the most the US to be on the most delicate Rose you action was the best one I write I world “Seventy

با اینکه می دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم

با اینکه می دانم پرستش کار کافر است می پرستمت

با اینکه می دانم آخر عشق رسوایی است عاشقت می شوم

پس گناهکارم ، کافرم ، رسوایم ولی همچنان دوستت دارم

Although I know love is a sin I love you with that I know you worship is, as they work with that I love the scandal is so should I consisted, I Payne, I insufficient but still I love you

همان طور که شاپرک ها نمی توانند دشت آبی اسمان را از یاد ببرند من هم چشمان زیبایت را نمی توانم فراموش کنم . تصویر زیبایت نه تنها در ذهنم بلکه در قلبم جای دارد ، ای کاش بدانی قصر آرزوهایم را در ساحل چشمانت ساخته ام تا قلب مهربانت مداوایی باشد برای عشق پاک و مقدسم .

As the Shapiro Thousand they can not plain blue heaven, forget your eyes and I cannot forget. Not only your picture in my mind but in my heart is, I wish my apprehensions palace barrier in the run-up to my heart as مهربانت for love and my pains.

خواستم با تو باشم نخواستی ، خواستم مونس و یارت باشم نخواستی ، خواستم برای همیشه در کنارت باشم نخواستی خواستم هم گام و هم نفس روز های تنهایی ات باشم نخواستی ، خواستم پذیرای نگاه مهربانت باشم نخواستی ، خواستم قلبم را به یادگار تقدیمت کنم باز هم نخواستی نخواستی ، هیچ کدام را نخواستی و نخواستی

I wanted to be with you asked to remain anonymous, I understood Moons and I told you, I wanted to be always in frankly about you and I wanted to remain anonymous and step in the day you alone I told you, I wanted to look hosted I named you, I wanted my heart to souvenir

if I told you did not want any benefit to you and you asked to remain anonymous

دوستت دارم عزیزم خیلی خیلی خیلی ، خیلی ها میگن اگه به معشوقت زیاد بگی دوستت دارم اون زود تو را از یاد می بره و به کس دیگری عشق می ورزد، ولی من به تو اطمینان دارم پس دوستت دارم

I love you, dear very, very people say if the baggy معشوقت much I love you so that you as soon as the Biracial to one another and love the world, but I am sure I love you so

دست از سر ما بردار ، کنار تو نمی مونم

یه روز می گفتم عاشقم ، اما دیگه نمی تونم

تقصیر هیچکس دیگه نیست ، قصه ی ما تموم شده

حیف همه خاطره ها ، به پای کی حروم شده

دروغ می گفتی که ، برم از بی کسی دق می کنی

اشکاتو باور ندارم ، بی خودی هق هق می کنی

یادم می افته لحظه ای که دست تو رو شد برام

قسم می خوردی پیش من که جز تو عشقی نمی خوام

دست خودم نیست که دیگه هیچکسی باور ندارم

این چیزا تقصیر تو ه تلافیشو آن را در می یارم

One day I said my lover, but I cannot anymore

No one is another fault, the story of us have ended

What a pity all memories, in the leg when i their retreat.

lie would say that, to go to the one who can tap

do not believe you teardrop, by itself without repressing you

I remember that moment that we happen to me.

I swear before you except that I love you do not want to

I do not believe that anybody I have no other

you spend the fault is in retaliation for that I’m going.

نمی دانم چه حسی هست این عاشقی؟

وقتی می نشینم ، وقتی راه می روم ، وقتی می خوابم دوستت دارم

وقتی صدایی می اید دوستت دارم ، وقتی سکوت است دوستت دارم

چه می کنی با من که چنین راحت همیشگی شده ای ؟

I don’t know what is this sense lover? When will sit down, when the way, when sleep I love you when you have a voice that I love you, when silence is what I love you so you have with me that such a permanent comfortable?

هیچ چیز سخت تر از انتظار نیست ، آن هم انتظار لحظه ای که یک آشنا صدایت کند و به تو بفهماند که دوستت دارد اما هر چقدر که انتظار هم سخت باشد به آن لحظه زیبا می ارزد ، پس انتظار می کشم تا آن لحظه زیبا نصیبم شود .

Nothing is harder than expected, it is expected that a familiar to anyone who seeks to you and that is safe but as much as it is hard to the beautiful moment worth, so it is expected to killing's single cad beautiful moment.

توی زندگی بعضی چیز ها بزرگ ، بعضی چیز ها کوچک ، بعضی چیز ها ساده و بعضی چیز ها مهم هستند:

بزرگ مثل عشق

کوچک مثل غم

ساده مثل من

مهم مثل تو ...

Some things in life are great, some things small, some things simple and some things are important: great love like small simple grief as important as I like you. . .

چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی

این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی

اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو

چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی

So why are the painting itself is a woman shadow all this good words to say we complain about a woman do not love me if it doesn’t tell me why comfortable with words and don’t look

hauling a woman.

در سرزمین عاطفه هایم چون گل روئیدی و من باغبانی آموختم اما کدام گل احساس باغبان را می فهمد آیا هیچ گلی هست که باغبان را به اندازه ی یک قطره شبنم یا یک گلبرگ بشناسد و دوست بدارد ؟

In the land of Atefe like clay you my land and I taught gardening but which flower gardener feeling understands any clay gardener as much as a drop of dew or a calycle recognize and love?

چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو نمی دانم ... شاید که روزی بخوانند بی تو عشق مرد.

Why I wrote in the leaf-wisp alone for you do not know. . . Perhaps one day to read that the man you love.

عاشق ان نیست که برای عشقش در سرما آتش روشن کند عاشق آن است که کتش را بدهد به عشقش و خودش سرما بخورد و 6 تا آمپول بزنه که دیگه از این غلطا نکنه

It is not in love with her love for the cold fire make it clear that love is that he give himself and his love to eat cold and 6 to the shots songs… that other result would fail

شمع اگر پروانه را سوزاند خیر از خود ندید...آه عاشق زود گیرد دامن معشوق را

If license candles burned to the good again. . . oh soon fell in love with her lover destruction”.

با آنکه انتقام از دشمن حرام نیست...در عفو لذتی است که در انتقام نیست

Though forbidden revenge from the enemy. . . The amnesty is pleasure in revenge.

تا که از جانب معشوقه نباشد کششی..کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

to that of his mistress impulse is not. . Poor lover attempt to place.

فریاد مردمان همه از دست دشمن است..... فریاد من از دل نامهربان دوست

"The people of all the hands of the enemy. . . . . "I'd like

من رشته محبت خود از تو می بُرم ..... باشد گره خورد به تو نزدیکتر شوم

I love field you have to go. . . . . It was tied to you get closer

بدنامی حیات دو روزی نبود بیش.... آنهم با تو بگویم چه سان گذشت

یک روز صرف دل بستن دل شد به این و آن..... روز دگر به کندن دل از این و آن گذشت

Blot life was more than two days. . . . With just tell you what San passed a mere closing day was to the heart and it. . . . . Wait On cutting the heart of this and it passed.

در لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت ما شکل می گیرد

moments in decision-making is that the fate of us are formed

خدایا به عالم تو راضی مباش.... کزین بیشتر من خدایا کنم

Oh God to be satisfied with you.... . . . with Xingjian more I don’t think

کسی که در آفتاب زحمت کشیده ، حق دارد در سایه استراحت کند

Anyone who labored in the sun, has the right to rest in the shade.

اگر هر روز راهت را عوض کنی ، هرگز به مقصد نخواهی رسید

If every day you change your way, you will never reach their destination.

نردبان این جهان ما و منی است.....عاقبت این نردبان افتادنی است

لاجرم آنکس که بالاتر نشست......استخوانش سخت تر خواهد شکست

This ladder semen and our world. . . . . Finally the ladder you fall judged body that is higher than the meeting. . . . . . His bones will be more difficult defeat

در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش

In what he thought that He wills, in what is thought not.

درباره درخت بر اساس میوه هایش قضاوت می کنند نه بر اساس برگهایش

About fruit tree based on his judgment are not based on palmetto whose leaves were

خداوند به هر پرنده ای دانه ای میدهد، ولی آنرا داخل خانه اش نمی اندازد

God in every flying a seed, but it was not inside the house

آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید

Failure to enough experience to defeat the way to learn more

تفاوت بزرگی میان دوست نداشتن رفتار دیگری ، با دوست نداشتن خود او وجود دارد

A big difference in the lack of other friend, lack of love with him

یکی می پرسد : اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست....

One asks: What are you grief. Silence instrument for مبهمت? honestly I write him: to and should not be. . . .

این عشق نیست که دنیا را می چرخاند. عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند

This is not love that the world positioned. Love is something that it valuable rotation.

آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید. دل من نیز پر بود. وقتی شکست ، سکوتی کرد که به دنیایی می ارزید

So consequencing heart was filled with World Shaking. My heart was also full. Silence to a world that he had cost

امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت بشمار. شاید فردا احساسی باشد اما ...عزیزی نباشد

Today, for the expression of love is considered as booty to your beloved ones. Perhaps feel tomorrow. . but no dear

در کویر سبز عشق،این سخن از من بگیر مرگ تو مرگ من است،پس تمنا میکنم هرگز نمیر.

Green Desert in love, this talk of your death I take my death, so I never ask.

سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترین داشته هاست.

Silence is full of untold and unspoken full from s have been.

زندگی مانند رانندگی در یک دشت پر از گل است که باید از همه لحظه هاش استفاده کنیم به تفاوت اینکه در آخر جاده تابلویی به این عبارت نصب شده(دور زدن ممنوع)

Life is like driving in a plain full of flowers that should have the moment gets to use the difference is that in the road to this painting is installed (around forbidden)

زنده ام با نام تو پژمرده ام بی نام تو،حاضرم پرپر شوم در محضر دیدار تو.

I am alive with your name wither without my name, after reaching threescore years I am ready to meet you.

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی،لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی،دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره،ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره.

Other Hajji no clay soil is not a tree, the moment you without being passes but a hard, and only so sorry is میمیره corner, but even time to die سراغتو open.

فردا هایی که هیچ وقت نمیرسند هم بهانه خوبی است برای امیدوار بودن،برای زندگی بهتر داشتن،برای یک نفس راحت کشیدن،خدایا شکر.

Tomorrow that will never finish is a good excuse for being hopeful, for a better life, for a comfortable breathing, thank God.

با آب طلا نام حسین قاب کنید،با نام حسین یادی از آب کنید،خواهید که سربلند و جاوید شوید،تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید.

with water, Hussein gold frame, with the name of Hussein autotypes water, which will be proud and eternal, until the end of his relying on the Mist’.

ما زنده به عشقیم ولی عشق تب دوست،ما طالب مرگیم ولی در طلب دوست،ما تشنه دردیم ولی از غم هجرانیم،درویش نگاهیم ولی با لب خندان.

We live in love but I love like fever, we wanted I death but the friend, we are thirsty for I pain but I sad absence yet, Dervish I take a look at but smiling with his lips.

به سه دلیل دوستت دارم دو تاشو نمیدونم یکیشم یادم نیست.


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 15:30 موضوع عاشقانه | لینک ثابت


بی تو آنلاین شبی

بی تو آنلاین شبی باز از آن Room گذشتم. همه تن چشم شدم. دنبال ID تو گشتم. شوق دیدار

تو لبریز شد از Case وجودم. شدم آن User دیوانه که بودم. یادم آمد که شبی با هم از آن

Room گذشتیم. پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم. تو همه راز های Hack ریخته در

آن Booter های سیاهت. من همه محو تماشای PM هایت. Talk صاف و Room آرام. بخت

خندان و زمان رام. منو تو (و بقیه) همه دلداده به آواز روی Voice. یادم آید تو به من گفتی از

این عشق حذر کن. لحظه ای چند بر این Room نظر کن.Chat آیینه عشق گذران است. تو که

امروز نگاهت به ای میلی نگران است. باش فردا که دلت با ID دگران است. تا فراموش کنی

چندی از این Room سفر کن. با تو گفتم حذر از Room ندانم...


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 15:28 موضوع | لینک ثابت


انتظار سخت


نوشته شده توسط عباس در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 14:55 موضوع | لینک ثابت


بشنو صداي دلتنگي مرا

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .

پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا


نوشته شده توسط عباس در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 14:52 موضوع | لینک ثابت


زندگی کوتاه

زندگی کوتاهتر از آن است که عشق ورزیدن را برای لحظه آخر بگذاریم


نوشته شده توسط عباس در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 14:50 موضوع | لینک ثابت


سعادت در امنیت است


نوشته شده توسط عباس در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 11:6 موضوع | لینک ثابت


فکر کردن به عشق


نوشته شده توسط عباس در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 10:57 موضوع | لینک ثابت


صبح می شه آفتاب میاد


نوشته شده توسط عباس در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 10:54 موضوع | لینک ثابت


تنهایی


نوشته شده توسط عباس در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 20:48 موضوع | لینک ثابت


سلامتی خودمو خودتو خودشو خودش

............................................................................................
سلامتی سه تن عفت،ناموس،وطن
سلامتی خیار نه بخاطر خودش بخاطر حرف آخرش یار
سلامتی گاوبخاطر اینکه نمیگه من میگه ما
سلامتی سگ نه بخاطر خودش بخاطره وفاش
سلامتی کرم خاکی نه بخاطر کرم بودنش بخاطر خاکی بودنش
سلامتی پرچم چون سه رنگه عشق دو رنگه رفیق یک رنگه
سلامتی دیوار که مثل بعضی رفیقا پشت آدمو خالی نمی کنه(سه بار بخوان که یادت نره....با توام)
سلامتی انار نه بخاطرش قرمزیش نه بخاطر دون دون بودنش بخاطر تاج بالا سرش
سلامتی خودمو خودت
سلامتی هرچی نامرده که اگه نبودند هیچ وقت مردم آدم نمی شدند(سه بار بخوان یادت نره..)
سلامتی سه کَس کَسو کَرکَسو ناکَس
سلامتی باغچه که گلش شما باشید خارش ما باشیم (با شما نیستمااااا)
سلامتی خودمو خودتو خودشو خودش(اینم همینطور)
وسلام ./


نوشته شده توسط عباس در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 20:48 موضوع | لینک ثابت


love


نوشته شده توسط عباس در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 20:46 موضوع | لینک ثابت


عشق من

 

عشق من خیلی از دستت دلخورم تو دل من و

شکستی مگه من ازت چی خواستم که تو با من

این رفتارو کردی یعنی خواسته ی من اینقدر

سنگین بود اگه می خوام که فقط مال من باشی

خیلی زیاده نمیدونم من تو رو درک نمیکنم یا تو من

 تو رو درک نمیکنم وقتی سرم داد زدی وقتی بهم

 گفتی این حرفا حرف تو نیست وقتی با هم

 دعوامون شد گفتم حتما دیگه منو نمیخوای ولی

 وقتی بلافاصله بعدش بهم زنگ زدی فهمیدم من

 بازم اشتباه کردم و تو از من خسته نشدی اخه

 من یه مدتی بود فکر میکردم تو از من سیر شدی

 دیگه منو نمی خوای و می خوای یه جوری منو از

 سر خودت باز کنی ولی تو بهم نشون دادی که

هنوزم منو دوست داری و تیکه های شکسته دلم

 رو با چسب بوسه به چسبوندی

اگه وقتی ازم پرسیدی

 که دوست دارم یا نه جوابت و ندادم میخواستم

 اذیتت کنم میخواستم تلافی کنم ولی خیلی

دوست دارم بمون کنارم که من بی تو میمیرم

عشق من


نوشته شده توسط عباس در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 20:42 موضوع | لینک ثابت


انتظار

تو همانی هستی که من میخواستم تو همانی که سالها در انتظار او

 

 

 نشسته بودم همانی هستی که آرزویش را داشتم ، همان همسفر

 

 یکرنگ و عاشق در این راه پر فراز زندگی تنها با تو  می

 

توانم به سلامت و سربلندی به پایان جاده برسم همسفرم  

 

 

باش ، عشقم باش ، دوستم داشته باش ، تا من نیز در این راه

 

دشوارحافظ آن قلب عاشق تو باشم ای عشق من راه  

 

 

زندگی ، راه پر پیچ و خمی است ، در این راه دستهایم را  

 

 

هیچگاه رها نکن و تا پایان اه با صداقت و یکرنگی با من باش

 

اینک که اسیر قلب مهربان تو شده ام دیگر راهی برای

 

 

بازگشت نمی بینم ، من دیوانه آن قلب مهربانت شده ام 

 

 

 ای هم نفس من تو همان خونی هستی که در رگهای من اریست

 

 ، تو نباشی خونی دیگر به قلب من نخواهد رسید و دیگر

 

 

امیدیبرای زندگی نخواهم داشت ای عشق من تو همان  

 

قله خوشبختی هستی که برای رسیدن به آن  خودم را به آب

 

و آتش خواهم زد این قلب من بی ارزش است ، جانم را فدای

 

 آن عشق پاکت خواهم کرد عزیزم ای همسفرم ، میدانم تو

 

لیاقت این قلب عاشق مرا داری ، و دیگر تو آن را بازیچه

 

خودت قرار نخواهی داد ، با افتخار دستانت را میگیرم و با لی

 

 پر غرور عاشق تو می مانم همیشه در جستجوی تو بوده ام و

 

اینک که تورا به سختی به دست آورده ام مطمئن باش تو را به

 

 آسانی نیز از دست نخواهم دادبدون تو این زندگی برای من

 

 جای ماندن نیست ، بدون تو نفس کشیدن محال است ای هم

 

نفسم! بدون تو کلام عشق برای من خیالی است بدون تو این

 

زندگی برایم سیلابی است که هر لحظه ممکن است مرا به خود

 

 به باتلاق غم و غصه بکشاند اینک میخواهم به تو بگویم همان

 

کلامی که مدتها بود به زبان نیاورده بودم ، همان کلام عاشقانه ،

 

با چشمانی خیس ، دلی عاشق ، اگر باور داشته باشی ! دوستت

 

دارم دوستت دارم عزیزم چون تو لایق این دوست داشتنی

 

 

 اگر میگویم دوستت دارم ، از اعماق قلب عاشقم ، با

 

یکرنگی و با فریاد میگویم تا همه عاشقان بفهمند که چقدر

 

دوستت دارم اسیرم برای همیشه و تا ابد ، تو نیز اسیرم باش

 

،مثل من ، برای همیشه و تا ابد هم نفسم باش ، همسفرم باش ،

 

 دوستم داشته باش ، زیرا من با همین دوست داشتن تو زنده

 

 خواهم بودبا اینکه از پایان می ترسیدم ، اما با تو آغاز کردم و

 

 دیگر به پایان نمی اندیشم من به آن لحظه ای می اندیشم که به

 

 تو رسیده ام و در سرزمین عشاق دستان تو را بالا آورده ام

 

وبا فریاد میگویم که ::  

 

 

دوستت دارم میخواهم از همه

 

عاشقان عاشقتر باشم و از مجنون قصه ها دیوانه ترچه بگویم از

 

تو که هر چه بگویم باز کم گفته ام سکوت میکنم تا صدای

 

مهربان و آن حرفهای عاشقانه ات را بشنوم آری تو همانی که

 

ه من میخواستم ، تو همانی که مدتها در پی او بوده ام دوستت

 

دارم ای عشق من .... بیشتر از همه کس و همه چیز! 


نوشته شده توسط عباس در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 20:41 موضوع | لینک ثابت


نازنین

اگه روزی دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفقی
اگه روزی تهدیدت کردن بدان در مقابلت ناتوانند
اگه روزی به تو خیانت کردن بدان قیمتت خیلی زیاده
اگه روزی ترکت کردن بدان با تو ماندن لیاقت می خواد


نوشته شده توسط عباس در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 13:40 موضوع | لینک ثابت


نازنین

پاییز را دوست دارم چون فصل غم است
غم را دوست دارم چون اشک چشم من است
اشک را دوست دارم چون گواه دل من است
دل را دوست دارم چون محبت در آن است
محبت را دوست دارم چون در وجود توست
تو را دوست دارم ولی نمی دونم ....چرا؟؟؟


نوشته شده توسط عباس در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت 17:25 موضوع | لینک ثابت


نازنین

ستاره شناسم تو را می شناسم مرا می شناسی همان ناشناسم
ستاره شناسم ولی یک ستاره در این آسمان ها فقط می شناسم
تویی آن ستاره که از نور رویت ز سر رفته هوشم نمانده هواسم
بیا تا ببینی غم بی کسی را مبین دو چشم پر از التماس
بیا روشنی ده به بزم خاموشم که من بی تو این جا به سر می هراسم
چو تالار قصری از آیینه کاری من از نور رویت پر از انعکاسم


نوشته شده توسط عباس در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت 17:24 موضوع | لینک ثابت


نازنین

همیشه از عشق با افراد صحبت کن کاری کن که همه عاشقت باشن
ولی همیسه عاشق یک نفر باش


نوشته شده توسط عباس در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت 17:19 موضوع | لینک ثابت


دانلود بهترین آهنگها(music)

(موزیک)

http://mamadtopmusic.blogfa.com

دانلود


نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 20:12 موضوع | لینک ثابت


تظاهر به صذا ذر عشق سکوت

عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني

سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني رازقي ، يعني نسيم عشق يعني مست گشتن از شميم عشق يعني آفتاب بي غروب عشق يعني آسمان ، يعني فروغ عشق يعني آرزو ، يعني اميد عشق يعني روشني ، يعني سپيدعشق يعني غوطه خوردن بين موج عشق يعني رد شدن از مرز اوج عشق يعني از سپيده تا سحر عشق يعني پا نهادن در خطر عشق يعني لحظه ديدار يار عشق يعني دست در دست نگار عشق يعني عقل شد مدهوش تو عشق يعني مست در آغوش تو عشق يعني لحظه هاي بي قرار عشق يعني صبر ، يعني انتظار عشق يعني اشتياق و اضطراب عشق يعني دلهره ، يعني شتاب عشق يعني اشك ، يعني عاطفه عشق يعني يادگاري خاطره
**
عشق يعني لايق مريم شدن عشق يعني با خدا همدم شدن عشق يعني جام لبريز از شراب عشق يعني تشنگي ، يعني سراب عشق يعني خواستن ، له له زدن عشق يعني سوختن ، پر پر زدن عشق يعني سالهاي عمر سخت عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ عشق يعني با "خدايا" ساختن عشق يعني چون هميشه "باختن"

                                                                ٭٭٭٭٭

گفتگوي ماه و نابينا: نابينا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو كه منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان كه نمي بينمت عاشق خودت هستم.

                                                                ٭٭٭٭٭

هميشه از نگاه تو با تو عبور مي كنم از اين كه عاشق توام حس غرور مي كنم دوباره با سلام تو تازه تازه مي شوم با نفس ساده تو غرق ترانه مي شوم با تو ستاره ميشوم ......... از سايه هاي ملتهب هميشه مي گريختم با رفتن تو هر نفس بغض دوباره ميشوم ناجي شام شوكران; با دل عاشقم بمان به حرمت حضور تو چون تو يگانه ميشوم خانه به خانه ديدمت همچو فسانه ديدمت با تو ستاره ميشوم

                                                                ٭٭٭٭٭

در ميان همه گل گشتم و عاشق نشدم در عجب بودم كه تورا ديدم و ديوانه شدم تا كجا بايد سفر كرد تا به كي بايد دويد از كجا بايد گذر كرد تا به شهر تو رسيد گفتي كه طبيب دل هر بيماري پس طبيب دل من باش كه بيمار توام گر همسفر عشق شدي مردسفر باش هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش

                                                                ٭٭٭٭٭

 

عشق يعني شاعري دلسوخته عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله برخرمن زدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يك تيمم، يك نماز عشق يعني عالمي رازو نياز عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون كندن به دست عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعنــي
ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني قطعه شعر ناتمام عشق يعني بهترين حسن ختام

                                                                ٭٭٭٭٭

كاش آدما عاشق نميشدن كاش بين عاشقا فاصله نبود كاش بين عشاق جدايي نبود كاش هيچ عشقي نميره كاش عشق همه پاك باشه كاش كاش كاش........ خدايا ميشه اين آرزوها به حقيقت تبديل بشه؟ تو ميتوني پس دل هيچ عاشقي رو نشكن. تو تنهايي ميدوني تنها بودن چقدر سخته

                                                                ٭٭٭٭٭

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست/ بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست/ گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن/ گفتي بايد بروم حوصله اي نيست/ پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف/ رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست/ گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت/ جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست/ رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت/ بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست                                             

                                                                ٭٭٭٭٭

ميميرم مرا در تابوت سياهي بگزاريد تا همه بدانند در تاريكي به سر مي برده ام دستهايم را از تابوت بيرون بگزاريد تا همه بدانند به آنچه مي خواستم نرسيدم چشمهايم را باز بگزاريد تا همه بدانند چشم انتظار از دنيا رفته ام روي قبرم تكه يخي بگزاريد تا مثل باران برايم اشك ريزد و روي سنگ قبرم چيزي ننويسيد تا همه فراموشم کنند...                                             

                                                                ٭٭٭٭٭

عشق نخستين بينش را نسبت به ابديت به تو هديه مي دهد. عشق نخستين آزموني است كه زمان را به

فراسو مي برد. اين گونه است كه عاشقان هرگز از مرگ نمي هراسند. عشق مرگ نمي شناسد

                                                                ٭٭٭٭٭

 يه روز عشق و ديوونگي و محبت و فضولي داشتن با هم قايم باشك بازي مي كردن نوبت به ديوونگي كه رسيد همه را پيدا كرد اما هر چه گشت از عشق خبري نبود فضولي متوجه شد كه عشق پشت يه بوته گل سرخ قايم شده ديوونگي رو خبر كرد و ديوونگي يه خار بزرگ برداشت و در بوته ي گل سرخ فرو كرد صداي فرياد عشق بلند شد وقتي به سراغش رفتند ديدند چشماش كور شده و ديوونگي كه خودشو مقصر مي دونست تصميم گرفت كه هميشه عشقو همراهي كنه و از اون به بعد ديوونگي شد عصاي عشق

                                                               ٭٭٭٭٭

در خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا...غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

                                                               ٭٭٭٭٭

مانده ام در كوچه هاي بي كسي/ سنگ قبرم را نمي سازد كسي/ مُردم خاكسترم را باد برد/ بهترين يارم مرا از ياد برد


نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 18:45 موضوع | لینک ثابت


دوست داشتن

موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم
موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم
موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم
موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم
حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم

انقدر ارزوهايم را به گور بردم كه ديگه جايي براي جسدم نيست.

 

 

 

بوي گيسوي تو را نيمه شب آورد نسيم، تازه شد در دل من ياد رفيقان قديم.

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته ... شعر می گویم به یادت در قفس غمگینو خسته ... من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ... ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی

 


نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 18:41 موضوع | لینک ثابت


حسرت به دل

من آوازه نبودم

 

عشق تو آواره ام کرد

 

من غریب و تنها نبودم

 

عشق تو غریب و تنهایم کرد

 

من دلباخته هیچ دلی نبودم

 

شهر قشنگ نگاه تو دلباخته ام کرد

 

من دیوانه هیچ قلبی نبودم

 

شهر دلفریب قلب تو دیوانه ام کرد

 

تو حسرت نکشیدی

 

تو در فراق عشق اشک نریختی

 

تو چشم انتظار ننشستی

 

تو عاشق نبودی

 

مرا آواره کردی دیوانه شدم

 

و دلباختم تا تنها شدم

 

حسرت به دل ماندم

 

ولی تو حتی سایه دلم را در کوچه پس کوچه های قلبت

 

ندیدی و من شکستم

 

تو نشکستی

 

تو دل ندادی تو عاشقانه پرپر نشدی

 

اما من ....

 

بگذار در عزای رفتن عشقم عاشقانه بگریم.

 

من آواره نبودم


نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 17:50 موضوع | لینک ثابت


آدمک!

 

اگر آدمی زندگی را دوست می داشت

 

 

 در آغاز تولد هرگز نمی گریست.

 

 

آدمک ، آخر دنیاست بخند

 

 

آدمک ، مرگ همین جاست بخند

 

 

آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست

 

 

 بخند

 

 

دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند

 

 

راستی :

 

 

آنچه که یادت دادیم پر زدن نیست که در جاست بخند

 

 

آدمک نغمه ی آغاز نخوان به خدا آخر دنیاست بخند ! . . .


نوشته شده توسط عباس در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 17:49 موضوع | لینک ثابت


زندگی

بنویس از سر خط

بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیس

بنویس که بدونه

 وقتی  نباشه قلبت از غصه خون نیس

اون که گذاشت و رفت

یه روز سرش به سنگ می خوره بر می گرده

دیگه صداش نکن

بذار خودش بیاد دنبالت بگرده

دیگه گریه نکن

 آخه اشک تو باعث شادیه اونه

دیگه به پاش نسوز

 آخه اون واسه تو دیگه دل نمی سوزونه

اگه می خواس می موند

 حالا که رفته غصّش رفته ز یادم

اگه پیشم می موند

میدید جز  اون  به هیشکی دل نمی دادم


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 21:18 موضوع | لینک ثابت


عشق پنهان


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 19:43 موضوع | لینک ثابت


چشمای آهو


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 19:43 موضوع | لینک ثابت


عشق دروغ و تو رفتی


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 19:42 موضوع | لینک ثابت


تو رفتی و من....


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 19:41 موضوع | لینک ثابت


بی آشیانه


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 19:40 موضوع | لینک ثابت


چند تا درد دل


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 19:40 موضوع | لینک ثابت


شقایق دلم برات تنگه


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 19:38 موضوع | لینک ثابت


با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده

ای که دلتنگی غربت منو از یاد تو برده

 

 


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 19:27 موضوع | لینک ثابت


با توام ها ای یار


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 19:22 موضوع | لینک ثابت


جایی برای زندگی....


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 15:50 موضوع | لینک ثابت


عشق & علاقه


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 15:49 موضوع | لینک ثابت


جایی برای تنهایی


نوشته شده توسط عباس در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 15:41 موضوع | لینک ثابت


تو بگو

تو بگو بهار قشنگه من ميشم بهار تو

 تو بگو بمون منم نميرم از کنار تو

 

 

 

 

 تو بگو منو نميخواي ديگه خسته کردمت

گر چه سخته امّا من دور ميشم از ديار تو

 

 

 

 

 تو بگو سرد هوا منم ميشم خورشيد تو

تو بگو که نا اميدي من ميشم اميد تو

 

 

 

 

 تو بگو دلم گرفته از همه دورنگيها

 مشکي ميشم مظهر يه رنگي ميشم واسه تو

 

 

 

 

تو بگو خدا کنه بارون بياد از آسمون

 به خدا قسم ميگم  گريه کنه براي تو

 

 

 

 

اگه غمگين بشي از دستم ناراحت بشي

 ميميرم که تا ابد پاک بشم از خيال تو

 

 

 

 

 کاش تموم نميشد اين روزا ، اين خاطرها

تو ميموندي واسه من منم ميموندم واسه تو


نوشته شده توسط عباس در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 ساعت 20:12 موضوع | لینک ثابت


مرداب نگاهت

توی مرداب نگاهت یه نفر داره میمیره

دست و پا میزنه اما واسه موندن خیلی دیره

یکی اینجا روبرومه که خراب آرزوشه

 یه مسافر غریبس که با مردم نمیجوشه

یکی که بخاطر تو با یه دنیا در میوفته

حتی واسه بی وفائیت شعر عاشقونه گفته

روبروم نشسته بی تو زل زده تو چشمای من

میگه با سرخی آواز تلخی سکوت و بشکن

اون منم همون که عشقت مثه ایینه روبروشه

اون منم همون غریبه که با هیچکس نمیجوشه

یکی که فروغ چشماش از همون مرداب خیسه

خط به خط گلایه هاشو میخونه نمی نویسه


نوشته شده توسط عباس در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 ساعت 18:27 موضوع | لینک ثابت


گریه کن


نوشته شده توسط عباس در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 ساعت 18:26 موضوع | لینک ثابت


Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده