
کنار ایستگاه روی نیمکت خسته نشستم
سیگار خشکی از ته جیبم بیرون کشیدم
سیگار هم مثل افکار من چروکیده بود
اولین پک را که زدم یاد خنده های آلیس افتادم
همان دختر ارمنی کنار خانه ما چقدر بی عشق عاشقش بودم
از جنس من بود اما گاهی چشم هایش مرا از خود بی خود می کرد
چرا در کلام عشق را به فنا بودن تشبیه می کنم
شباهت عشق به عسل و خربزه کال است
آخ از الیس می نالیدم
چه با نمک بود وقتی لبهایش را می بوسیدم از خجالت آب می شد
چه بدن سیاه سولوخته ای داشت
هیچ وقت یادم نمی رود چطور بی خیال با لا سر جسم بی روح من ایستاد
و کلی گریه کرد هنوز شوری اشکاش روی لبام هست
چقدر قشنگ همه گریه می کردن و من چه خنده دار از توی بدن هاشون عبور می کردم
به خودم که آمدم فهمیدم آتش سیگار لای دو انگشتم را سوزاند
فکرهای احمقانه ناخالص حتی به خالصی شراب های مادر بزرگم هم نیست
اه قطار مثل این که مثل مخ پوکیده من همیشه دیر می آید
ته سیگار ماتیکیم رو زیر پام له کردم
مثل زمانی که پدرم منو زیر دستاش له می کرد
یک ساعت بدون صدای تیک تاک گذشت
اه عمر من هم به همین سرعت گذشت
اوف قطار آمد شاید یک روز هم قطار دنبال تو بی آید
نوشته شده توسط عباس در جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 18:14 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام:
من عباس هستم خوب دیگه چی بگم هر چی می خوای بدونید بپرسید
......................................
گاهی این قدر غرق آرزو هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی
......................................
ID: s_abbas_hoseiny
Cloob ID: tanha_ta
Emil: s_abbas_hoseiny@yahoo.com
TEL:0937
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
مهتاب
هلیا
عاشقانه
عباس(نویسنده)
تو خالی
محمد & علي
mht
بهترین ها
2best
لیلی
تبریز بالاسی
a3rap ساوه
سایت تخصصی ساوه
dib@ (عشق جنون)
وزن مطلوب
عشق سنجی
نقاشی آنلاین
لاک پشت
لیندا
تيم هكري آتش پا
کربلا - نینوا
مونس تنهایی
سیما جان
::....::....::
نوشته های پیشین
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
طراح قالب
POWERED BY