وقتی شب به انتها نمیرسه

تنها جای پر کشیدن قفسه

حالا که سکوت ما نمیشکنه

بین ما فاصله فریاد میزنه

زیر سقف این آسمون کبود

تو بگو گناه من یکی چی بود

یه دفعه همه قلبها سنگی شدن

پس بده دوباره چشمات رو به من


http://i29.tinypic.com/30cwyn9.jpg


نوشته شده توسط عباس در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 17:3 موضوع | لینک ثابت