« زندگی »
با شدتی وحشیانه و جنون آمیز ،
آن چنان که قلبم را سخت به درد آورد ،
آرزو کردم ای کاش هم اکنون همچون مسیح ،
بی درنگ ، آسمان از روی زمین برم دارد .
یا لا اقل همچون قارون ، زمین دهان بگشاید
و مرا در خود فرو بلعد ،
اما ... نه ،
من نه خوبی عیسی را داشتم و نه بدی قارون را .
من یک « متوسط » بی چاره بودم و ناچار ،
محکوم که پس از آن نیز « باشم و زندگی کنم»
نه ، باشم و زنده بمانم .
و در این « وادی حیرت » پر هول و بیهودگی سرشار ، گم باشم .
و همچون دانه ای که شور و شوق های روییدن در درونش
خاموش می میرد و آرزوهای سبز در دلش می پژمرد ،
در برزخ شوم این « پیدای زشت »
و آن « ناپیدای زیبا » خرد گردم .
که این سرگذشت دردناک و سرنوشت بی حاصل ماست .
در برزخ دو سنگ این آسیای بی رحمی که ...
« زندگی » نام دارد
نوشته شده توسط عباس در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 17:5 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام:
من عباس هستم خوب دیگه چی بگم هر چی می خوای بدونید بپرسید
......................................
گاهی این قدر غرق آرزو هستی که فراموش می کنی آرزوی کسی هستی
......................................
ID: s_abbas_hoseiny
Cloob ID: tanha_ta
Emil: s_abbas_hoseiny@yahoo.com
TEL:0937
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
مهتاب
هلیا
عاشقانه
عباس(نویسنده)
تو خالی
محمد & علي
mht
بهترین ها
2best
لیلی
تبریز بالاسی
a3rap ساوه
سایت تخصصی ساوه
dib@ (عشق جنون)
وزن مطلوب
عشق سنجی
نقاشی آنلاین
لاک پشت
لیندا
تيم هكري آتش پا
کربلا - نینوا
مونس تنهایی
سیما جان
::....::....::
نوشته های پیشین
مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
طراح قالب
POWERED BY